اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

ترجمه های جدید

جامعه کهنه

ملانصرالدین برای موردی به دادگاه فراخوانده شده بود و قاضی از او پرسید،  ”ملا، چند سال داری؟“
او گفت،  ”چهل سال.“
قاضی گفت،  ”ولی این عجیب است. تو مرا متعجب کردی، زیرا تو پنج سال پیش هم در دادگاه بودی و آنوقت هم گفتی که چهل سال داری.“
ملا گفت، ”بله، من مردی ثابتقدم هستم. وقتی که چیزی را گفتم، میتوانید حرفم را باور کنید، هرگز چیز دیگری را نخواهم گفت.“

این یک نوع ثابتقدم بودن است.
انسان جدید این را مسخره خواهد یافت. ولی انسان قدیم اینگونه استوار بوده است: در شخصیت خود، در اظهاراتش، در نفاق خود. انسان قدیم عادت داشت که یک بار و برای همیشه تصمیم بگیرد. روانشناسها میگویند که تقریباً پنجاه درصد از زندگی تا زمانی که هفت ساله هستی تعیین شده است ــ پنجاه درصد! ــ و آنگاه در آن ثابتقدم خواهی بود و استوار! و زندگی به تغییرکردن ادامه میدهد. آنگاه اگر که عقب بمانی و شروع کنی به کشاندن خودت، اگر که خوشی را ازدست بدهی، اگر که کیفیت رقص را ازکف بدهی، تعجبی نیست. چگونه میتوانی برقصی؟ از زندگی بسیار عقب افتادهای. یک تکه چوب خشک هستی، رشد نمیکنی. یک درخت زنده رشد میکند، تغییر میکند؛ با تغییرات فصل، درخت هم تغییر میکند. یک شخص زنده رشد میکند، و او تا خود لحظهی مرگ پیوسته درحال رشدکردن است. او هرگز برای رشد خودش پایانی نمیشناسد.
روانشناسها میگویند که متوسط سن روانی انسان سیزده سال است. موقعیت چنین است. انسان قدیم تاکنون چنین زیسته است. یک سن روانی متوسط یعنی که مردم در سیزدهسالگی از رشدکردن بازمیمانند. آری، آنان پیر میشوند، ولی رشد نمیکنند. پیرشدن یک چیز است و رشدکردن چیزی کاملاً متفاوت. پیرشدن یک امر فیزیولوژیک است؛ رشد کردن به معنی پخته شدن وخردمند شدن است. و فقط کسانی رشد میکنند که به جاری شدن با زندگی ادامه بدهند.
انسان جدید مطیع مفاهیم احمقانهای که از گذشته داده شده نیست. و آن مفاهیم شاید در وقتی که بوجود آمدند احمقانه نبودند، شاید در آن شرایط مربوط و برحق بودند؛ ولی با تغییر شرایط، چیزها احمقانه میشوند. اگر آنها را حمل کنی، اگر بر عادتهای قدیمی و تثبیتشدهات اصرار بورزی، بهگونهای مسخره رفتار خواهی کرد.
حالا نگاه کنید: برخی از مذاهب پنج هزار سال قدمت دارند. این یعنی که آیینهای مذهبی آن در پنج هزار سال پیش ایجاد شده و ثابت باقی ماندهاند.  این چقدر خطرناک است! چقدر فلج کننده است! انسان بااین آیینهای پنجهزار ساله که روح او را احاطه کرده چگونه میتواند زنده بماند؟

انسان جدید خلاق خواهد بود. او هرلحظه دین خودش را خواهدیافت، هر لحظه فلسفهاش را خواهدیافت. و همه چیز در حال رشد باقی خواهد ماند. او از گذشته اطاعت نخواهد کرد، نمیتواند اطاعت کند ــ اطاعت کردن از گذشته یعنی اطاعت از مرگ، زیرا گذشته مرده است؛ او مطیع زمان حال است. و در این اطاعت از زمان حال، او برعلیه گذشته عصیان میکند.
عصیانگری انسان جدید یکی از برجستهترین ویژگیها است. و چون او عصیانگر است، در هیچ جامعهی مرده نمیگنجد، با هیچ کلیسای مرده سازگار نیست و با هیچ ارتش مردهای مطابقت ندارد. او در هر کجا که اطاعت نخستین ملزومه باشد نخواهد گنجید.

انسان جدید باید که جامعهای جدید در اطراف خودش خلق کند.
نخست معرفت تجدید میشود و سپس جامعهای جدید شکل میگیرد. یک دوران طولانی وجود خواهد داشت که در آن کهنه در برابر تازه مقاومت خواهد کرد، با تازه خواهد جنگید، تلاش میکند تا آن را ازبین ببرد. ولی کهنه نمیتواند موفق شود ــ زمان، روح زمانه با او نیست. کهنه باید بمیرد. درست همانطور که بدن فرسوده میمیرد و فضایی برای کودک نوزادایجاد میکند، جوامع کهنه، سنتهای کهنه نیز باید بمیرند. آنان تا همینجا بیش ازاندازه زنده بودهاند. عمری بس طولانی داشته اند!

ما 23 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116